تبلیغات
بچه های دزفول

بچه های دزفول

:[عاشقانه , ]

پسر نگاهی به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستیم بیا یه

آرزوی قشنگ بکنیم دختر با بی میلی قبول کرد پسر چشماشو بست و

گفت کاشکی تا آخر دنیا عاشق هم بمونیم ... بعد به دختر گفت حالا تو

آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خیلی بی تفاوت گفت کاشکی همین

الان دنیا تموم بشه ... وقتی چشماشو باز کرد پسر رو ندید فقط چند تا

حباب رو آب دید

نوشته شده در شنبه 26 مرداد 1387 و 01:08 ق.ظ توسط بچه های دزفول

ویرایش شده در - و -