تبلیغات
بچه های دزفول - عشق

بچه های دزفول

عشق :[عاشقانه , ]

به بزم عشق بیا خودت را مستعد عشق کن تا صبا مبتلایت کند. در کوی عشق سخن از من نیست. آن جا همه اوست. معشوق سلطان اول و آخرست. جان به نگاهه بباز. تا معنای زندگی ببینی. عاشق نمیتواند جنایت کند. عاشق نمی تواند دروغ بگوید. هر چه عاشق تر شوی. خالص تر می شوی پاکباز تر بی من تر و به عشق مبتلا تر. عاشقی هنر خود ندیدن است. همه او دیدن. همه او شدن. عاشق بی اختیار خود را قربانی معشوق می کند. نگاه معشوق بادی است که شعله حقیر خودخواهی عاشق را می کشد. برای دوست و دشمن عاشقی طلب کن چه عاشقی چنان درد و لذتی دارد که سخت ترین دوست و دشمن را سزاست. زنگی بی عشق بطالت است تمام. دویدنی بی حاصل حسرتی مدام

نوشته شده در شنبه 26 مرداد 1387 و 01:08 ق.ظ توسط بچه های دزفول

ویرایش شده در - و -